دم در خونه وایسادیم سگ همسایه رو بغل کردم که یکی دیگه از این همسایه ها که اتفاقآ خیلی رو اعصابمه و کلا باحاش مشکل دارم داره رد میشه که یهو حس بانمک بودن بهش دست میده میگه :
- آقا آرش بچته ؟ هههههههههه!!!
- گفتم آره ممد جون داداشته !
جماعت دم در منفجر می شن ممد هم نیشش بسته شد رفت .
حالا هر چی بیشتر به حرفی که زدم فکر می کنم میبینم منم بعضی وقتا سخنان پر معنا و گوهرباری از خودم در می کنما !
- لطفآ جاهای خالی را با کلمات مناسب پر نمایید :
بگی از جنگ و کشاکش
بگی از حریق نفتکش
مجری اخبار و گزارش
یک آدم دروغگوی ..... !
یک برنامه واسه جوونی
روزتون سبز و آسمونی
قدر میکروفونو میدونی
عشوه نیا آی بچه ..... !
ارتباط مستقیم و زنده
بین یک شهر و چندتا ده
مجری جنگ خانواده
جیغ نزن اینقدر زنیکه ...... !
از زیر چشم همدیگرو می پاییدن
چیزای رییساشونو می مالیدن
باصداشون روحمونو ساییدن
با دروغاشون اعصابمونو ..... !
دکورای جلف و پر از گل
گلای گلایل و سنبل
کلاغ با ادای بلبل
اینارو از کجا گیر آوردن یک مشتی ..... !
همه برنامه ها پره غصه
مصاحبه با آدمای چرک و نشسته
فکر می کنه خیلی کار درسته
خجالت نمی کشه مرتیکه .... !
کتای قهوه ای خنده های لوس
مجری های بی معنی و چاپلوس
فکر می کنه همه دزدن بقیه جاسوس
لعنت به هر چی آدم ..... !
پ.ن: اگه پر نکنید مجبورم هی راهنماییتون بکنم ! گفته باشیم !
