رفته بودم مغازه یکی از رفقا تو بازار یک چند ساعتی بودم پیششون که نیاز مبرم به رفع حاجت پیدا کردم خلاصه بچه ها آدرس توالت عمومی رو دادن و ما هم رفتیم پس از یک ساعت صف وایستادن و استشمام انواع بوهای متنوع ! بالاخره موفق شدیم بریم تو یکی از این توالتای تنگ و تاریک منم وسواسی گرگیجه گرفته بودم چیکار کنم ! آقایی که شما باشی شلوارو که دادیم پایین یهو یادم افتاد موبایلم دستمه دیدم خب جیبم که الان نمیشه دست بره توش این بود که موبایلو گذاشتم تو گودی شلوار (خشتک سابق) خلاصه با هر جون کندنی که بود کارمونو تموم کردیم اومدیم پاشیم یهو دیدم موبایله از این وسط بلند شد افتاد زارت وسط توالت و بعدشم تالاپ تو سوراخ ! بدبختی دستم کثیف بود نمیشد بزنم تو سرم ! آقا حالا هی فکر کن هی استخاره کن گفتم اگه برم بیرون بخوام کمک بیارم که با این صفی که دمه دره الان یکی میاد تو بعدم رو موبایله یک کاری میکنه که دیگه نمیشه عمرن پیداش کرد حالا تو سیم کارته هم کلی شماره حیاتی چه کاری چه غیره ! گفتم ای خدا آخه این چه امتحانیه ؟! حالا از بیرونم هی یارو غر میزنه بیا بیرون دیگه ! داداش جنسش مثل که خوب بوده ها ! آقا قیچی بدم خدمتتون ! داداش میخوای من به جات زور بزنم ! دیدم نمی شه کاری کرد آستینو زدم بالا و یکم پنجه هامو ورز دادم و نشستم و ...... بعله دیگه دسته تا آرنج البته به زور رفت پایین ! حالا مگه ته داشت این سوراخه ! شانسه ما اون سر غار علیصدر وصل میشد به این سوراخ توالته ! تو همین گیر و دار بود که تصمیم گرفتم دستمو بیارم بیرون از یک جهت دیگه ببرم تو که دیدم زرشک ! دسته از آرنج گیر کرده مگه میاد بیرون ! ای بابا ! هر چی ما زور می زدیم دسته بد تر گیر میکرد ! دیگه گریه ام گرفته بود نامرد سوراخه مثل مثلث برمودا داشت منو میخورد ! تازه نکه اون تو رو همزده بودم هی بوهای جدید میومد ! دیگه دیدم هیچ راهی ندارم داد زدم آقــــــــــــــــــــــا ! بیـــــــا تو ! یارو یواش لای درو باز کرد بنده خدا فکر کن ببینی یکی با شلوار و لباس نیشسته رو توالت دستشم تا آرنج اون تو ! گفت حاجی چی کار داری میکنی ؟ گفتم بابا گوشیم افتاد این تو اومدم درش بیارم خودمو گرفت ! آقا کل توالت عمومی یادشون رفته بود واسه چی اومدن دستشویی وایساده بودن دم توالت میخندیدن ! گفتم بابا ببندین دهنتونو برین این یارو سرایداررو بیارین منو بیاره بیرون ! آقا بالاخره هر کی یک پیشنهادی داد و اینا تا یکی گفت سیفونو بزنین همین جور که آب میره تو زور بزن دستت بیاد بیرون ! خلاصه این پیشنهاد چاره ساز شد و سیفونو زدن دو نفرم از پشت مارو میکشیدن تا دست ما رو در آوردن ! بعد از سی چهل بار دست شستن به یارو سرایداره گفتم ۵۰ تومن بهت میدم فقط اون گوشی منو بیار بیرون یارو رفت یک کیسه گنده آورد کشید رو دستش و کرد اون تو بدبخت با چه مصیبتی گوشی رو در آورد البته گوشی که سوخته بود ولی خب سیم کارت و شماره های گرانبهاش موند .
تو راه داشتم بر می گشتم مغازه رفیقم دیدم همه تو بازار دارن راجب این حرف میزنن که یک یارو رفته تو توالت دستش گیر کرده تو سوراخ و هرهر میخندن ! نامردا ! خنده نداره که !
اولین باری که نیت کردم روزه بگیرم از معلم دینیمون پرسیدم آقا چیا روزه رو باطل می کنه بنده خدا اشتباهی گفت هر چی وضو رو باطل می کنه ما هم رفتیم کتاب و ورق زدیم دیدم چیزایی که وضو رو باطل می کنه ۱.مراجعه به توالت به منظور تخلیه فیزیکی از هردو طرف ! ۲. دروغ گفتن و یا هر گناه این مدلی ۳. خارج شدن باد معده از شکم !!! این مورد سوم باعث شد تا حالا نتونم روزه بگیرم حتی حالا که می دونم اون بنده خدا اشتباه گفته بود !
والا .... با این نوناشون!
چند وقت پیش دوستی باهام تماس گرفته بود گفتم بابا کجایی پیدات نیستا ! گفت آری جان حالم خوش نبود چند وقت . ما هم که اونجور موقع ها میدونین چی میگم (اونا که با ما تلفنی در تماسن میدونن البته !) گفتم الهی چت شده بیا بوست کنم خوب میشی بوس من شفاست ! بنده خدا خندید گفت دستت درد نکنه بدجاست آری جان زحمتت میشه ! گفتم جسارتا" عزیزم میشه بیشتر توضیح بدی ! گفت نه بابا روم نمیشه ! آقا ما رو میگی هی میخواستیم بی خیال بشیم مگه میشه اینجور موقع ها بی خیال شد غدد فضولیمون قلمبه شده آآآآآآآآه ! گفتم نه آخه چی شده ؟ گفت بابا از همین بیماری های چیزه دیگه ! م ...م... چیز دیگه ! گفتم مقاربتی ؟ گفت وااااا خاک تو سرت بیماریهای معده ای اینا ! گفتم وا میعده که خب خجالت نداره خب نده !!!!!!! کلی خندید گفت نه بابا چند وقته همش غذاهای بیرون خوردم و اینا میوه و سبزیجات اینا نخوردم اینه که مریض شدم گفتم خب بابا من که گفتم بیا معده تو بوس کنم خوب شه ! گفت نه آخه معدم که نه ! بابا این غذاها باعث شد یکم دستشویی رفتنم کم بشه ! گفتم خب من الان بوس کنم خوب شه یا نه ؟ بیچاره دیگه عصبی شد گفت ای بابا آری جان بواصیل گرفتم حالا میخوای بوس کنی بیا بکن ! گفتم قربونت برم توکل بر خدا کن انشاله خودش زود خوب میشه ! خوب شدی بگو بیام بوست کنم دیگه مریض نشی خدافظ.
جک مرتبط:یروز دو تا دکتر داشتن تو خیابون راه میرفتن میبینند یک یارو جلوشو داره گشاد گشاد راه میره ! اولی به دومی میگه دکتر به نظر شما این شخص چه بیماری داره ؟ دومی میگه به نظر من ایشون دچار باد فتخ هستند چون علایم اینگونه نشون میده ! اولی میگه ولی دکتر به نظر من ایشون دچار همرویید هستند چون علایمش بیشتر شبیهه ! خلاصه کار بالا میگیره و قرار میشه برن از خوده شخص بپرسن که چشه ! خلاصه میرن به یارو قضیه رو میگن یارو هم که اتفاقآ همشهری من بوده میگه الده آقای دکتر هر سه مون اشتباه کردیم دکترا میگن هر سه مون ؟؟؟ میگه آره دکتر تو فکر کردی من باد فتخ دارم تو هم فکر کردی من بواصیل دارم خودمم فکر کردم می خوام بگوزم ولی یهو ریدم !!!
جک یکم مرتبط :یروز احمد میره دکتر میگه آقای دکتر با کمال شرمندگی من عضو شریفم درد میکنه دکتر معاینه میکنه میگه احمد جان جسارتا" باید به اطلاعت برسونم که شما از اوناییکه همه دو تا دارن سه تا داری ! احمد کلی غصه دار میشه میاد میرسه به اصغر . اصغر میگه چیه احمد ناراحتی ؟ میگه اصغر جون میدونی چیه من روم نمی شه ! مریض شدم و اینا ...! اصغر هی اصرار میکنه تا احمد میگه میدونی چیه من و تو روهم ۵ تا تخم داریم ! اصغر یکم نیگاه میکنه میگه احمد یعنی تو هیچی نداری ؟
ایام بکام !
- امروز تولد جــــیگرمــه !
- امروز سالگرد فوت جوان فداکاری است به نام منصور پروین روحش شاد و یادش گرامی !
پریشانم
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
میگویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایهی دیوار بگشایی
لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت از این بودن، از این بدعت
خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است!
دکتر علی شریعتی
در عجبم ملتی که ت.خ.م نداره ازاین وضع مملکتش جیک بزنه چه جوری ت.خ.م سوار شدن این هواپیماهارو داره ؟!؟!
پیشنهاد میشود به جای برنامه های راهنمایی و رانندگی که از تلویزیون پخش میشه تا تعداد کشته شدگان جاده ها رو کاهش بده مسئولین چلقوز یک فکری به حال کشت و کشتار خطوط هوایی بکنند.
ما تو شرکتمون اگه یک اشتباه رو دو بار تکرار کنیم دفعه اول ۵۰۰۰۰ تومان جریمه میشیم دفعه دوم اخراج میشیم . البته شنیدم وزیر راه و رییس جمهور پس از شنیدن خبر هواپیمای دوم از شدت ناراحتی دو تا جوش چرکی سر سیاه یک وجبی نوک ممشون زدن ! طفلکیا !
